سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
145
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
روز پنجم صفر از سه ساعت به غروب مانده در خيابانها در گذرها سرباز گذاشتهاند . تا آنكه نتيجه بعدها چه ببخشد و چه اقدامى مىخواهند بكنند و يا چه واقعهاى رو داده بعد نوشته مىشود . [ زلزله بروجرد ] در ماه محرم 1327 ، در بروجرد دهات كنار رودخانهء بروجرد را تقريبا چهار پنج فرسخ امتداد رودخانه را زلزله خراب و ويران [ كرده ] و بعضى دهات به كلى معدوم [ شده ] و فرورفته است . از قرار معلوم دو سه هزار نفر تلف شدهاند . مىگويند سيلاخور پايين و بالا هردو خراب و ويران گشته است . قدرى هم از عقايد خود بنويسم . عقيدهء خودم را مكرر در اين كتاب نوشته باز هم حال كه شب ششم صفر 1327 است مىنويسم . عقيدهء بنده بر اين است كه هرچه بر مردم سخت گرفته شود در اضطراب و انقلاب و جمعآورى اسلحه و درصدد دفاع برمىآيند . گمانم بر اين است كه هوا قدرى گرم [ شود ] و علفها برويد ، دشمن از هر طرف به دو تازد . ولى ديروز كه شب چهارم باشد تا صبح به اندازهء سه گره برف آمده است . با وصف گرمى هوا يكمرتبه هوا منقلب و مبدل به سردى شده و برف آمد . در صورتى كه بيست روز از حوت باقى است . شايد در بهار هم هوا به همين قسم بماند و يكمرتبه بهار زمستان كرده و هوا [ 178 ] منقلب و طرق مسدود گردد . بنده روز خوشى از براى اهالى طهران يعنى كليهء ايران نمىبينم . اول قتل و غارت و مقدمهء نهب و انقلاب است . خوشا به حال اشخاصى كه مردند يا از ايران رفتند . از ماست كه بر ماست . مستوجبيم . بايد بشود . اگر مقدر شده تغييرپذير نيست . اگر مقدر نشده باشد . اگر تيغ عالم بجنبد ز جاى * نبرد رگى تا نخواهد خداى ليكن غصه را داريم و قصه فراوان است كه صد مثل كتاب حسين كرد و الف ليله و اسكندر نامه ، و فلان و به همان مىشود . بنده هرجومرج را معاينه و فتنه و